گون گویا مجدد کرده پرسش:
نسیما از چه ميتازی به غرش؟
کجا هستی چنین عازم شتابان؟
که ميخواهی کنی ترک رفیقان
بگفتا بر گون گشتم مسافر
به هر جایی به غیر از این مناظر
گون گفتا سفر باشد سلامت
چه باشد مرکبت در این عزیمت؟
بگفتا خودرو، آن هم جنس داخل
زمینی ميسپارم بر سفر دل
گون گفتا مگر دیوانه هستی
که بر قاتل دهی جانت دو دستی
بلاشک هستی از این خودرو غافل
که باشد شهرتش ماشین قاتل
بود در کیفیت همسان گاری
که گاری برتر الحق در سواری
تصور کن کنون با این قرازه
برانی در مسیری پر ز چاله
رهی از حیث کیفی کمتر از صفر
که رحمت ميفرستی بر ره بکر
ز پر کاری فقط یک نقطه بارز
که در آن نقطه پردازی عوارض
به قدری گفت با او از خطرها
که نادم شد از آن تصمیم کبری
بگفتا با گون دیگر به ناچار
هواپیما گزینم بهر این کار
مسافر گردم از راه هوایی
به پرواز آیم و یابم رهایی
گون گفتا روی از چاله بر چاه
گزینی آسمان گر بهر این راه
هواپیمای بنجل، جنس روسی
که صد سالی عقب از عهد کرسی
بدارد در سقوط آمار بالا
نگردد علتش لیکن هویدا
پریدن با هزاران نقص فنی
چو مرغی که دو بالش گشته زخمی
یقینا ناتوان باشد که تضمین
نماید ایمنی یا جان شیرین
نسیم آشفته شد گفتا به اجبار
گزینم راه آهن را من این بار
روم با یک قطار از راه آهن
که جانم زان خطرها ماند ایمن
گون با ناامیدی سر تکان داد
قطاری واژگون بر او نشان داد
بگفتا بیخطر راه اندرین خاک
درختی را بود با بار مسواک
به قدری برگرفت این راهها خون
که آمارش بود از جنگ افزون
ز بس پیدا و پنهان اختلاس است
که عمران چون رفوزه در کلاس است
اگر خواهی رهی را از خطر دور
پیاده در بیابان ميکنی جور
نسیم از این سخنها مات و حیران
بگفتا با گون: گشتم پشیمان
همین جا در غبار این بیابان
بمانم در کنارت شاد و خندان
سفر با این خطرها شد حرامم
بگو با کدکنی لطفا کلامم
بگو چون جادهها لبریز مرگ است
همینجا با گون جایم قشنگ است
سید حمیدرضا خوشدل
چاپ در روزنامه ی مردم سالاری 25 آذر 95
برچسب:
نویسنده: سینا اسماعیلی