خرید بک لینک


تو این چند روز بعد از ثبت نام آقای احمدی نژاد هر چی شنیدیم انتقاد بود اما نباید غافل شد که حضور ایشان چه کمک ارزنده ای به خلق سوژه برای طنازان می کند که انصافا در غیابشان با فقدان سوژه روبرو بوده اند از این رو الحق والانصاف این گروه باید مقدم ایشان را گلباران نماید ...
آمدی جانم به قربانت ، بیا
تا چو باران سوژه ریزد از هوا
در غیابت طبعمان خشکیده شد
تارو پود سوژه ها پوسیده شد
کار طنازان تماما شد کساد
آمدی تا رزقشان گردد زیاد
حلقه در چشمم زند اشکی ز شوق
چون که بینم هاله ای را در افق
می شود سیمای سردم خنده رو
چون که جان گیرد مجدد آن لولو
راز پنهان جمله گردد آشکار
چون بگم ، پایان دهد بر انتظار
می کشد در نطفه هر خاشاک و خس
چون که باشد ناز شصتانش ملس
بر جیپوتی داده شد اینک بها
بورکینافاسو برون شد از کما
سازمانی را که نامندش ملل
با سخن هایش کند مشتی ز تل
می سراید مثنوی اندر غزل
می فزاید اندر آن دریا دکل
می برد دستی که خواهد اختلاس
کشورم مملو شود از عطر یاس
گوش غربی ها مجدد می کشد
پاره کاغذهایشان را می درد
له نماید استخوانهای دلار
تا ریالم را ببخشد اعتبار
با دو تن دیگر نموده ثبت نام
یک مثلث گشته اینک انسجام
کار طنازان مجدد سکه شد
سوژه های مرده دیگر زنده شد
برکتی باشد حضورش ، ای دریغ
می زند کوته نظر او را به تیغ
پس مکش هرگز از این میدان تو پا
آمدی جانم به قربانت ، بیا ...

سید حمیدرضا خوشدل
چاپ در روزنامه مردم سالاری 27 فروردین 96


برچسبها: سید حمیدرضا خوشدل, شعرطنز, شهرآوه, احمدی نژاد, روزنامه مردم سالاری
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 11:27 توسط سید حمیدرضا خوشدل |

برچسب: آمدی,جانم,قربانت, نویسنده: سینا اسماعیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 14:46

صفحه بندی