خرید بک لینک

«یوسف گم گشته باز آید به کنعان، غم مخور»
حال بدتر، بد شود شاید در ایران، غم مخور
جنس چینی می شود وارد مداوم، غر مزن
زین تجارت چین نمی گردد پشیمان، غم مخور
نرخ کالاها که بینی گشته صد در صد گران
تا همین فردا دو در صد گشته ارزان، غم مخور
زلف پر چینت کچل گردیده گر با حرص و جوش
فارغی از خرج سرشویت بدین سان، غم مخور
هم گران گردیده هم کمیاب اگر روغن چه باک؟!
حذف چربی کار قلبت کرده آسان، غم مخور
چون پرایدی را دگر نتوان خرید اسوده باش
جانت ایمن تر بود اندر خیابان، غم مخور
گر خوراکی ها تماما گشته بیش از حد گران
کم خوری سازد بدن را هم چو جیران، غم مخور
دوره ای با شرط سختی هر تکاور طی کند
این شرایط بر تو رنجر داده عنوان، غم مخور
چون مدیران خوانده فرصت جمله تحریماتمان
فرصت اینک کرده برکت هم چو باران، غم مخور
مختلس گر اختلاسی می کند یکسر کلان
جوجه دزدان لعین را کرده زندان، غم مخور
خوشدلی را از مدیران چون بیاموزی دگر
این شرایط را بخوانی چون گلستان، غم مخور ...

سید حمیدرضاخوشدل

چاپ در روزنامه ی مردم سالاری 28 آذر 1397

برچسب: نویسنده: سینا اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 5:40

صفحه بندی