《 نرم نرمک می رسد اینک بهار 》
خوش به حالش هر که باشد مایه دار
《 بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک 》
خوش به حالش هر که قرضش گشته پاک
فارغ از اقساط وام از هر طرف
می زند چوگان بختش بر هدف
خوش به حالش هر که در این روزگار
سوی ویلایش بگردد رهسپار
خوش به حالش هر که عیدش را سفر
می رود دریا کنار و رامسر
خوش به حالش هر که بی زحمت و زور
می شود ارزاق عیدش جفت و جور
خوش به حالش هر که دارد خانه ای
نی چو من مستاجری ، آواره ای
خوش به حالش هر که کارش سکه شد
نی چو من در کاسبی بیچاره شد
خوش به حالش هر که دارد اسکناس
فارغ از آجیل عید است و لباس
خوش به حالش هر که در آجیل خویش
از نخودچی ، پسته اش گردیده بیش
خوش به حالش هر که نزد کودکان
از خجالت سر نمی دارد نهان
سربلند از بس که عیدی می دهد
کودکان را زین عمل دل می برد
خوش به حالش هر که ماهی می خرد
با برنجی زعفرانی می پزد
خوش به حالش هر که ماشین می خرد
خودرویی با نرخ سنگین می خرد
خوش به حالش هر که نوروزش عجین
می شود با سور و سازی دل نشین
خوش به حالش هر که در پایان عید
هی نگوید قرض عیدم سر رسید..
فقر اگر دائم علم در مسکن است
خوش به حالش هر که اینک بی زن است..
شیشه هایی را که با غم بسته اند
از شکستش این جماعت خسته اند
جام غم بر ما همی نشکن بود
جام غم در قلب ما مخزن بود
هر چه کوبیدم به سنگش جام غم
هفت رنگش شد فزون از جای کم
خوش به حالش هر که جامش از طلاست
نی چو ما افتاده در جام بلاست..
لیکن اکنون وقت عید است و سرور
پس کمی باید کنی زین غم عبور
زین سبب نوروزتان فرخنده باد
عیدتان یکسر سرور و خنده باد ...
سید حمیدرضا خوشدل
چاپ در روزنامه ی مردم سالاری ۲۱ اسفند ۱۳۹۷
برچسب:
نویسنده: سینا اسماعیلی
تاريخ: دوشنبه
13 خرداد
1398 ساعت: 6:40